ناشئ اكبر ( مترجم : على رضا ايمانى )

100

مسائل الامامة ومقتطفات من الكتاب الاوسط ( فرقه هاى اسلامى و مسأله امامت ) ( فارسي )

است . آنان عقيده دارند كه امام مىتواند شخصى از ديگر اقوام عرب و يا عجم باشد و همه قبايل از ديد آنان يكسان‌اند . آنان چنين عقيده دارند كه فخرفروشى به قوميّت‌ها و برتر دانستن گروهى از گروه ديگر كفر است و از نظر آنان فضيلت فقط به تقواست . 118 . اين عقيدهء تمام خوارج در باب امامت است ؛ هرچند در برخى مسائل ديگر با يكديگر هم‌عقيده‌اند و در برخى اختلاف‌نظر دارند . ما به خواست خدا در اينجا به نقل اولين اختلافى كه در ميان آنان پس از جنگ نهروان پديدار شد ، مىپردازيم و آن اختلاف ازارقه است ، سپس به ديگر حوادثى كه در ميان آنان موجب اختلاف گرديد ، خواهيم پرداخت . 119 . خوارج بعد از جدا شدن از حضرت على ( ع ) ، همواره [ در امور ] اتفاق‌نظر داشتند ؛ تا اينكه فتنهء عبد الله بن زبير پيش آمد و اين هنگامى بود كه ازارقه ، پيروان نافع بن ازرق ، خروج كردند . و اين بدان جهت بود كه نافع ، تقيّه را تحريم كرده بود و چنين مىپنداشت كه هركس از خوارج [ از جنگ ] سر باز زند و براى امر به معروف و نهى از منكر خروج نكند ، كافر گمراهى است كه كشتنش جائز است . وى همچنين به قيام با شمشير معتقد بود و كشتن زنان و كودكان را روا مىدانست . عقيدهء فرقهء « خازميّه » دربارهء امامت 120 . ازارقه همواره بر اين عقيده بودند ، تا اينكه جنگشان پايان يافت . پس از جنگ ، از بقاياى آنان گروهى قيام كردند كه به نام خازميه مشهور شدند . آنان حج را تحريم كرده ، چنين مىپنداشتند كه حج همراه با تقيّه پذيرفته نيست و مىگفتند كه بر مردم واجب است تا يكديگر را در نيكى و تقوا يارى دهند و نشانه‌ها و هدايتى را كه خداوند فروفرستاده ، كتمان نكنند . پس هرگاه مردم ، فريضهء امر [ به معروف ] و نهى [ از منكر ] را انجام دادند و تقيه از ميان مؤمنان رخت بربست و شهرها به دار الاسلام تبديل شد ، آنگاه فريضهء حج براى كسى